مولای عشق
ازرحمت توهیچ سری بی نصیب نیست
چون شهر شهر توست کس اینجاغریب نیست
برما که آهوان پناهنده ی تو ایم
یک ذره التفات تو امری عجیب نیست
در حضرت تو اشک امانم نمی دهد
حتا مجال زمزمه ی " یاحبیب " نیست
این جاصدای گام تو احساس می شود
فتح زمین به دست تو آیاقریب نیست ؟
در سوز و ساز وزمزمه ی یاعلی علی
گنجشک حضرت تو کم از عندلیب نیست
آنکس که زخم خورده ی شمشیرعاشقی است
جز حضرت حبیب کس اورا طبیب نیست
در جای جای شهر بلاخیز من امام
دیگر دعاجزآیه ی "امن یجیب " نیست
آن جا که تیغ فقر گلو پاره می کند
وحشی تر از تفنگ بلایی مهیب نیست
با خشم گفته ایم تبار فرنگ را
این قریه های سوخته جای صلیب نیست
|+|نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/08 ساعت 20:49 توسط یحیی جواهری
|
آخرین نوشته ها

