قند پارسی
سلام به همه ی دوستان عزیز
این غزل را که همین امشب نوشته امتقدیم می کنم به عزیزانی که با قبول
زحمت لطف می کنند و این وبلاک را مشاهده می فرمایند .
خانه ات کابل است هلمند است ؟
دل به دیدارت آرزومند است
خنده کن کاین دلی که من دارم
سخت محتاج یک شکرخند است
بلخ مال تو قندهار از من
بین ما صد هزار پیوند است
پشت این خال و خط چه می گردی
هر کجا دل رود سمر قند است
گفت شکر فروش شهر مزار
جان من پارسی همان قند است
فارسی بانوی غزل ها را
آسمانی ترین گلوبند است
دل غریبانه می شکست دریغ
کس ندانست قیمتش چند است
وووووووووو
|+|نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14 ساعت 22:9 توسط یحیی جواهری
|
آخرین نوشته ها

